شعر نو های من
چهار شنبه 8 شهريور 1391برچسب:, :: 10:26 :: نويسنده : کوروش کبیر
من مغرورم : سرما را بهانه کرده ام ... تا مرا در آغوشت بگیری ... دنبال بهانه ای دیگرم ... تا مرا ببوسی ..... یک شنبه 5 شهريور 1391برچسب:, :: 11:21 :: نويسنده : کوروش کبیر
پا پس نمی کشم ... تا هر کجا که شد ... تا هر کجا که هست ... من با تو می روم .... من با تو تا نهان ... تا کوه بی نشان ... تا انتهای شوق ... سرگشته میشوم ... تو ساده ای ولی .. من گرگ عشق باز ... من وحشیه توام .... رام تو میشوم ... پا پس نمیکشم ... ماندن به شوق تو ... انگار مردن است .... من با تو همرهم .. من با تو در رهم .. پنج شنبه 2 شهريور 1391برچسب:, :: 8:42 :: نويسنده : کوروش کبیر
پدری دارم من ... مثل یک کوه سرافرازوبلند ... مثل دریا آبی ... مثل باران لبریز .... مثل خورشید که گرمی بخش است ..... مثل تفسیر مسیح ... آنزمانی که به من جان بخشید .... دستهایش را من ... میپرستم شاید ... که به اعجاز دعای پدرم ... من بفهمم یک مرد .. همه چیزش به میان دل اوست ... بهترین چیز سکوتیست که یک مرد درآن میشکند ... و به اصرار پسر ... زنده میماند باز سه شنبه 17 مرداد 1391برچسب:, :: 10:37 :: نويسنده : کوروش کبیر
تسلیت به مناسبت شهادت تنها عشقم در دو جهان که خیلی بهش بی مهری میکنم ولی خودشم میدونه چقدر دوسش دارم ... یا امیرالمومنین حیدر مدد سه شنبه 10 مرداد 1391برچسب:, :: 9:27 :: نويسنده : کوروش کبیر
منم آن زندانی ... تویی آن زندان بان ... بی گناهم اما ، شده ام زندانی ... قفسم در دارد ، که همیشه باز است ... همدم تنهائی ، های قلبم ساز است ... پره از زخمه شکنجست نگاهم آخر ... هیچ کس مثل تو نیست .. که تواند من را ، با چنین شیوه ی وحشتناکی ..بکند قربانی .. نه نگاهم کردی ،،، نه جوابم دادی ،، نه یه لبخند ملیحی ... آخرین زندانی ، هم حقوقی دارد ... نکند میخواهی ... که تمامش بکنی ... ورهایم سازی ؟ دلو از زندانی ؟ عاشق زندانم ... که تو آنجا باشی .. لحظه ای زندان را .... به رهایی ندهم .. یک شنبه 8 مرداد 1391برچسب:, :: 12:48 :: نويسنده : کوروش کبیر
آخرین بار که دیدم یک مرد .... گریه میکرد همان روزی بود .... که تو رفتی ودلم طوفان شد .... ساحل چشم مرا دریا برد .... شست تصویر تورا .. تاکه فراموش شوی ... بی خبر بود که با خا طره هایت چه کند .....؟؟؟ شنبه 7 مرداد 1391برچسب:, :: 11:10 :: نويسنده : کوروش کبیر
پشت این دیواری ... که از این فاصله ها میسازی .... را ندیدی هرگز ..... دشمنت میخندد !!!! ودلم می گیرد !!! که چرا .... تو نمیفهمی که ... دل من تا به کجا ... شده دلواپس تو .!!! یک شنبه 1 مرداد 1391برچسب:, :: 13:43 :: نويسنده : کوروش کبیر
تشنه ام اما خب !!!!! روزه داری سخت است !!!! تشنه بودن سخت است ...؟؟؟ یا که از حرف خداااا ، بگذرم تا شاید ، جرعه آبی نوشم؟؟؟ بیخیال .... راضیم از دنیا !!! راضیم از همه ی این هوسها که درونم اینجا .... سالها زندانیست !!! هدیه ام را دادم .... لاجرم نوبت توست .... هدیه ات بی همتاست ... خوب میدانم من ... سه شنبه 27 تير 1391برچسب:, :: 9:41 :: نويسنده : کوروش کبیر
علیرغم تمام عشقهایم .... تو چیز دیگری آقا برایم .... فقط یک آرزو دارم همین است ... که جانم را نثار تو نمایم .... علیرغم تمام عشقهایم .... تو چیز دیگری آقا برایم ... |
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان شعر نو های من و آدرس sherenohaieman.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. نويسندگان |
|||
![]() |